نشخوارهای ذهنی یک مغز بیمار |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
دنيا يا لانه مورچه ها !
فکر کنید ما انسانها، همگی مورچه بودیم، با همین قدرت تفکری که داریم و دنیا، لونه ما مورچه ها بود.
اگه یک دفعه میدیم که نفت تو لونه سرازیر شد و یک عده مردن چی فکر میکردیم !؟
نه ! اشتباه نکنید ! بحث در مورد حقوق حیوانات نیست !
احتمالا می گفتیم در اثر سوانح غیرمترقبه 1000مورچه جان باختند !
ما آدما در مقابل کل دنیامثل مورچه ایم و شاید کره خاکی هم به نسبت جهان از لونه مورچه کوچکتر باشه !
مورچه ها میمیرند چون وارد دنیای آدمها شده اند.
انسانها هم میمیرند چون شاید وارد دنیای موجودات هوشمند دیگری میشوند ! مثلا شاید سرطان ناشی از سمپاشی موجودی خارج از عالم ما باشه که ما اونو نمیبینیم ولی او مارو میبینه که وارد دنیای او شدیم و برای نابودی ما اقدام میکنه.(مثل سوسک بدبخت آشپزخونه شما !که چون از تو چاه در اومده باید بمیره!)
و نقطه ای مثل مثلث برمودا هم جایی است که موجودات هوشمند سمپاشی یا تله گذاری بدجور کردند !
| لینک | یکشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٦ - Saman |
روز مادر مبارک !
ولادت حضرت فاطمه روز مادر و زن مبارک ! یک شعر هم به همین مناسبت گفتم که تقدیم میکنم اول به مادر خودم بعد به همه مادران دنیا(به اون خانمی هم که کامنت گذاشته بودند که و گفته بودند استعداد شعر ندارم هم تقدیم میکنم!) :نویسم گر دو صد نثر و دو صد نظم
مدد جویم ز ماه و مهر و هر نجم
شوندم انس و جن همراه و یاور
توانم کی کنم تکریم مادر ؟
| لینک | پنجشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٦ - Saman |
شک و يقين !
همه چیز محتمل و هیچ چیز قطعی نیست... میتوان به همه چیز شک کرد ...
اما آیا بنیان فکری باید بر اساس شک باشد یا یقین ؟
فزض کنیم بر مبنای شک باشد. همین مبنا قرار دادن شک به معنی یقین داشتن به شک است !
پس خود شک گرایی بر پایه یقین بنا شده ! یعنی اصلا وجود شک گرایی بلاموضوع است !
در نتیجه خود شک گراها هم باید در شک گرایی خود شک کنند زیرا خودشان یه نوعی یقین گرا هستند... به خود شک هم باید شک کرد !
پس همه انسانها یقین گرا هستند....
اما باز هم به نظرم میتوان یه همه چیز شک کرد به شرطی که شهامت داشته باشیم که بگوییم شک گرایی معنا ندارد...
| لینک | جمعه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٦ - Saman |
خبرگراری رویترز:شبگون وارد فاز جديد خود شد !
اول از همه تولد شبگون رو به همه ملت شریف ! بالاخص خودم تبریک میگم !دوستان ! شبگون رو در سالی که گذشت چگونه دیدید !؟ حتما در قسمت نظرات بگید !
و اما شبگون در سال جدید وارد فاز جدیدی میشه ! تنوع مطالب بیشتر خواهد شد... از شعرها و عکس های خودم هم میخوام استفاده کنم ! در راستای مطالب قبلی هم اگه چیزی به ذهنم برسه مینویسم !
به عنوان شروع و ورود به فاز جدید شعر زیر از خودم رو تقدیم میکنم ! م.......ر...ر....سی..ی..ی...! :
به تنهایی نشستن گوشه ای به
ز دل بستن به هرمه(۱) یا که هر که(۲)
که آن باشد بلایی خانمان سوز
به عاشق او سیه گرداندش روز
غم و حرمان او سوزاندش دل
چو بر اشتر نهند آن بار و محمل
مکن دل را اسیر بند آن موی
که شاید مر روی روزی از آن کوی
ندارم تاب هجر و تاب دوری
دلا ! بس کن به کار آور صبوری
--------------------------------------------------------------------------------------------
۱) مه:به کسر میم و سکون ه :به معنی بزرگ ۲)به کسر میم و سکون ه :به معنی کوچک
| لینک | چهارشنبه ۸ فروردین ،۱۳۸٦ - Saman |
تعداد٬عدد٬هستی
عدد یعنی چه؟ میشه یکنفر مفهوم عدد رو به من توضیح بده ؟؟دوره ابتدایی واسه اینکه بهمون شمارش رو بفهمونن گفتن: یک سیب دو سیب الی آخر.... چرا نپرسیدیم :یک یعنی چی؟ یک یعنی ۱ ؟ ۱ فقط شکله ! هیچ مفهومی نداره...یک علامته
اینجوری بود که ما تعداد رو با عدد قاطی کردیم !به ما گفتن هر چی اینجوری بود دوتاست : ۱۱ !! ٬٬ ٫٫ ¤¤ ٪٪ ×× ولی کسی خود عدد دو رو به ما نفهموند .تعریف نکرد چون تعریف نمیشد... دو اصالت نداشت ...وجود دو وامدار تا بود (دو تا)
تعداد رو بجای عدد به ما غالب کردن٬ما هم قبول کردیم ! بعد هم برامون بر همون اساس مجموعه اعداد رو تعریف کردن....ما نفهمیدیم چرا معنی یک رو بدون وجود سیب نتونستن به ما بفهمونن...خودشون هم نفهمیدن...کسی یک رو برای ما تعریف نکرد....چون اساسا عدد به خودی خود مفهومی نداره... عدد مفهومش رو از سیب میگیره...عدد اصالت نداره...عدد وجود نداره....
ریاضیات هم که بر پایه اعداد بنا شده.... بر پایه چیزی که مفهوم نداره پس ریاضیات هم مفهوم نداره.... علوم بشری هم مفهوم ندارن....بر پایه چیزی که مفهوم نداره میخواهیم جهان رو که یک توهمه کشف کنیم....با توهم میخواهیم راز توهم دیگر رو بفهمیم و این ممکن نیست.... شناخت هستی ممکن نیست....تلاش نکنید
| لینک | جمعه ٦ بهمن ،۱۳۸٥ - Saman |
توهم مشترک ( چيستی يا نيستی دنيا )
خب ! بازهم یه ایده جدید به ذهنم رسیده ! الان میگم !
خب خب خب !!
شما میتونین تو دنیا یه نقطه به من نشون بدین ؟ نه نمیتونین ! اگه فکر میکنین میتونین اشتباه میکنین ... نقطه در هندسه جزو تعریف نشده هاست ولی یک ویژگی داره و اون بی بعد بودنه و تو دنیا هیچ چیز مادی بی بعد نیست... هر ذره ای رو هر قدر ریز کنین باز هم بعد داره ...
پس در دنیا نقطه وجود نداره : نقطه = هیچ .
تا اینجا قبول ؟
خط هم از بیشمار نقطه بوجود اومده ! یعنی از بیشمار ((هیچ))! پس خودش هم هیچه !
صفحه هم از بیشمار خط بوجود اومده پس اون هم به استدلال مشابه مساوی هیچه !
حجم هم که فضای محدود بین چند صفحه است ! یعنی بین چند ((هیچ)) محصوره بنابر این ایضا حجم هم وجود نداره...
هر چیز که حجم و جرم داشته باشه میشه ماده ! ولی وقتی حجمی در کار نیست ماده ای هم وجود نداره....
دنیا هم که از ماده بوجود اومده پس اون هم وجود نداره...
نتیجه اینکه دنیا توهمی بیش نیست.... یا بهتر:
جهان توهم مشترک انسانهاست !
| لینک | پنجشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸٥ - Saman |
نسبيت رو نجات بديم......
آهای طرفداران نظریه نسبیت که مثل من معتقدید همه چیز نسبی است !
زود به این پارادوکس جواب بدین وگرنه فاتحه نسبیت خونده میشه !
یادتونه گفتم هر چیزی نقیض خودشو درون خودش داره !؟!؟!؟!
این نسبیت هم خودشو نقض میکنه ... اینجوری : اگه همه چی نسبی باشه خود امر ((نسبی بودن)) هم نسبیه !!!!
یعنی بعضی جاها نسبی نیست !
این یعنی فاجعه !
مگه بگیم تنها گزاره مطلق دنیا اینه : همه چیز نسبی است ...
اونوقت پس این گزاره هم باید نسبی باشه ! نه مطلق !
اگه بگیم :؛ همه چیز نسبی است به جز این گزاره ؛... اونوقت مساله حل میشه.
البته یادتونه گفتم همه چیز محتمل است !؟ پس محتمل است که همه چیز نسبی نباشد !
ای...ی...ی... داد ! کمکم کنین !
بیاین نسبیت رو نجات بدیم !
| لینک | پنجشنبه ٩ آذر ،۱۳۸٥ - Saman |
ماهیت زمان !؟
۳بعد مکان داریم و بعد چهارم زمان است،ماده در بستر زمان و مکان معنی میگیرد...
اما این دو چیز که به ماده معنا میدهند خودشان چه مفهومی دارند؟
معنای زمان چیست؟ حقیقت زمان چیست؟ اصلا چیزی به اسم زمان وجود دارد؟
مبدا زمان چیست ؟ آغاز زمان کی بوده؟( یک دور باطل ! دنبال شروع زمان باشی در گستره خود زمان !)
اگر زمان مربوط به عالم ماده باشد میتوان مبدا زمان را آفرینش ماده دانست... زمان و ماده با هم ایجاد شدند .. پس چطور ماده توسط زمان احاطه میشود حال آنکه هر دو همزمان ایجاد شده اند؟
واگر زمان تنها مربوط به عالم ماده است پس کجای این عالم ماده وجود دارد؟ چرا چیزی که مربوط به عالم ماده است خود غیر مادی است !؟!
به گمانم زمان تنها، درک ما از تغییرات خود و عالم هستی است... زمان تنها ، حاصل ذهن و اندیشه بشر است و در عالم خارج وجود ندارد.
یا شاید معیاری برای درک تغییرات است !
اما با اطمینان میگویم : زمان نه حقیقت است نه واقعیت ..
| لینک | دوشنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٥ - Saman |
سرنوشت و مگسی در امريکای جنوبي!
مدتها بود که فکرد جدیدی به ذهن من نمیرسید ! تا اینکه اخیرا باز هم به یک سری مکاشفاتی دست پیدا کردم !
همه اجزا این جهان مثل چرخدنده های یک مکانیزم به هم مربوطند ! حتی در جزیی ترین مسایل !
مثلا پرواز یا عدم پرواز مگسی در امریکای جنوبی میتونه روی سرنوشت شما اثر بگذاره !
من فکر میکردم که این نظر من من در آوردی و بیخوده ! اما یک کتاب در مورد فیزیک کوانتوم و نسبیت از کتابخونه گرفتم و خوندم !
حالا بماند که چیزی ازش فهمیدم یا نه !!! ولی به یک چیز جالب برخوردم و اون این بود که در یک آزمایش نتیجه درحالتی که شخصی آزمایش رو مشاهده میکنه با وقتی که مشاهده نمیکنه فرق داره !
و وقتی این مطلب رو خوندم با خودم کلی اینیشتین شدم !!!!
ویک مطلب دیگه :
هر عملی که ما انجام میدیم رو روند کلی دنیا تاثیر داره و باعث میشه دنیا در تعادل باشه ! مثلا اگر شما کاری رو که ۱ثانیه پیش کردین رو اگه انجام نمیدادین دنیا متلاشی میشد !(البته وقتی این رو به ۲تا از دوستام گفتم منو زدن بعد گفتن اگه اینکار رو نمیکردیم دنیا متلاشی میشد !!)
اگه پست پایینی رو نخوندین بخونین لطفا !
| لینک | سهشنبه ۱٤ شهریور ،۱۳۸٥ - Saman |
احتمالات و تناقضات
میخوام با یه سوال شروع کنم: یه توپ فلزی سنگین دارین و به طرف سقف پرت میکنین....به نظرتون چقدر احتمال داره برنگرده به زمین؟ صفر درصد ؟
اشتباه میکنید ! اصلا در دنیای ما احتمال صفر وجود نداره ! یعنی همه چی ممکنه ...
البته اگر بگیم که احتمال صفر وجود نداره مثل اینه که بگیم احتمال "وجود احتمال صفر" برابر صفره ! که این با نظریه بالا در تضاده ...و من نمیدونم چرا همه نظریاتم به بن بست و پارادوکس میرسه ! شاید به این خاطره که هر چیزی نقیض خودشو درون خودش داره
اما اگه اینجور باشه این عبارت"هر چیزی نقیض خودشو درون خودش داره" هم نقیض خودشو درون خودش داره ! یعنی یه چیزی وجود داره که نقیض خودشو درون خودش نداره !
در نتیجه نمیشه گفت همه چیز نقیض خودشو در خودش داره !
باز هم بر میگردیم به اینکه احتمال داره یه چیزی باشه که نقیض خودش درون خودش نباشه !
این هم مکاشفات جدید من بود !
| لینک | دوشنبه ۱٢ تیر ،۱۳۸٥ - Saman |
اينترنت و فرار از حقيقت
اينترنت خيلی وسيله خوبيه !
اما متاسفانه بعضيها استفاده خوبی از اينترنت نميکنن ! مثلا خود من ... ذهنتون به بعضی جاها نره !!
منظورم اينه که بعضيها از اينترنت استفاده ميکنن تا از زندگی روزمره فرار کنن و با واقعيتهای زندگی روبرو نشن...
در حقيقت اين افراد از دنيای واقعی فرار ميکنن و به آغوش دنيای مجازی پناه ميبرن... مثل من که امتحان دارم و استرس اجازه درس خوندن بهم نميده ... با اينکه هيچی بلد نيستم دست و دلم به درس نميره برای فرار از نگرانی ميام پای اينترنت
اين نوع استفاده از اينترنت مثل مصرف مواد مخدره !
آخه بدبختی اينه اينجا هم استرس ولم نميکنه !!!!!!!
| لینک | سهشنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳۸٥ - Saman |
نسبيت !
ميخوام در مورد نسبيت صحبت کنم ! نه بابا ! ربطی به انيشتن نداره !
آقايون خانوما ! من ميگم همه چيز نسبيه !
از جمله خوبی و بدی اخلاقی !اين هم از اون چيزهايی که مطلق بودنش تو کت من نميره !!!
آدم کشی بده !؟!؟!معمولا جواب مثبته !
کی گفته ؟ شايد دفاع از خود باشه .... شايد تو جنگ در راه وطن باشه ...
پس آدمکشی الزاما هميشه بد و ناپسند نيست بلکه به نسبت مکان و زمان معيار خوبی و بدی اين عمل تغيير ميکنه !
پس خوبی و بدی اخلاقی نسبيه ! مطلق نيست ! مگه نه؟
| لینک | سهشنبه ٥ اردیبهشت ،۱۳۸٥ - Saman |
آرزوهای کوچک و بزرگ...عشق غايت و فنا...
هر انساسی کلی آرزو داره....کوچک و بزرگ....کوتاه مدت و بلند مدت .....
تا حالا شده بگی اگه به فلان آرزو برسم ديگه هيچی نميخوام ؟؟؟ مطمئنم که بعدش بيشتر خواستی ! خاصيت انسان اينه ! يک نوع عطش....
تا حالا شده به اين فکر کنی که آيا واقعا آرزويی هست که بعد از اينکه انسان بهش برسه ديگه واقعا هيچی نخواد ؟
اون موقع چه اتفاقی ميفته ؟ من دوست دارم در اون موقعيت بميرم :((که در آب مرده بهتر که در آرزوی آبی))
اين غايت نهايی برای عرفا در مرحله فنای در معشوق اتفاق ميفته که آخرين مرحله از سير و سلوک عرفانی به حساب مياد و در اون موقع در راه محبوب جان خودشون رو ميدن ...
شايد غايت نهايی برای افراد ديگه چيز ديگه ای باشه البته...اين يه مثاله !
| لینک | چهارشنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٥ - Saman |
اعتقاد و عمل !
رعايت نکات امنيتی در مرکز کامپيوتر دانشگاه کمی سخته !!!! چون من تمايل چندانی ندارم که بچه ها بفهمن من وبلاگ مينويسم !...ناشناس بودن در اين مورد بهتره !!!!!علاوه بر اون وقتی يه خانم محترم ازت میپرسه کار شما چقدر طول ميکشه بايد سروته کار رو قيچی کنی
امروز ميخوام يه سوال بپرسم که آيا همه اعمال انسانها از عقايد اونها سرچشمه ميگيره يا نه ؟
مثلا وقتی يه نفر دروغ ميگه (گرچه خودش رو مومن بدونه) اون آدم واقعا به زشت بودن دروغ اعتقاد نداره..... يا کسی که سيگار ميکشه گرچه در جواب سوال شما ميگه سيگار چيز خوبی نيست ولی چون ميکشه اين نشون ميده که به حرف خودش پايبند نيست ....
البته اگر بگيم که عمل هر شخص از اعتقادش نشات ميگيره اونوقت بايد بگيم اون سيگاريه داره بر خلاف عملش حرف ميزنه
يا عملش از اعتقادشه يا حرفش !!!!!!(پارادوکس)
يا هم احتمالا دروغ ميگه !!! اينجوری ميتونيم بگيم عملش از اعتقادشه
اما يکی که مثلا اعتيادش خيلی بهش ضربه زده و خونمانشو نابود کرده بازم ميکشه !
اين چی !؟!؟!
يا کسی که تقيه ميکنه و بر خلاف اعتقادش خودشو نشون ميده چی؟
همين تقيه از اعتقادشه .... چون تقيه هم جزو اعتقادشه ميشه بگی طبق اعتقادش داره عمل ميکنه
اما منافقين چی؟(اون گروهک رو نميگم ها !)
اونا هم معتقدند به نفاق پس طبق اعتقادشون عمل ميکنن !
يا مثلا خانمی که به حجاب معتقد نيست ولی طبق قانون مجبوره !
اون هم چون معتقده اگه حجاب نداشته باشه ميگيرنش حججاب رعايت ميکنه پس بر خلاف اعتقادش نيست
اما گاهی به علت جبر زمانه آدم نميتونه به اعتقادش عمل کنه
شما چی فکر ميکنی !؟
| لینک | سهشنبه ٢٢ فروردین ،۱۳۸٥ - Saman |

